Hangman, is the only one who has the slightest emotion for those who are dead
جسد بعد از مرگ

سلام.

بعضیا ممکنه بعد از اینکه این مطلب رو بخونن نگران جسدشون بعد از مرگ هم بشن که چه بلا هایی قراره سرش بیاد. اما اینم جزئی از زندگیه. از همه اونایی که هفت نفری نظر دادن ممنون... امیدوارم که بتونه رضایتتون رو جلب کنه.

 

 

براي تشخيص وقوع مرگ آزمايش‌هاي متفاوتي وجود دارد، در طول زمان متغيير بوده است. هدف هر كدام از آنها هم مطمئناً اين بوده تا كسي زنده بگور نشود.

 

 

نتايج اوليه مرگ از كار افتادن دستگاه‌هاي اصلي بدن انسان است. بدن سرد مي‌شود؛ گردش خون متوقف مي‌شود و لكه‌هاي آبي رنگ از لخته خون زير پوست تشكيل مي‌شود؛ ماهيچه‌ها منقبض مي‌شوند؛ بدن خشك مي‌شود، اما بعد از مدتي دوباره به حالت اوليه برمي‌گردد. در قديم با قرار دادن آئينه و پر در جلوي لبان براي اينكه از نفس كشيدن فرد اطمينان پيدا كنند و يا اينكه از انگشتان و گوش‌ها براي بررسي نبض استفاده مي‌كردند. اما امروزه واكنش‌ در مقابل درد، نور، ناتواني در استفاده از ابزار مكانيكي تنفس، عدم حركت ماهيچه‌ها و عدم وجود رفلكس، ناتواني از انجام كارهاي غير ارادي مانند پلك زدن و قورت دادن آب دهان و همچنين عدم ارسال امواج مغري را براي شناسايي وقوع مرگ بررسي مي‌كنند.

 

 

در زیر به برخي از حالاتی که پس از مرگ رخ می دهد اشاره مي‌كنم:

 

 

الگور مورتيس (افت دماي بدن)

Algor mortis

 

بعد از مرگ، دماي بدن به صورت تصاعدي كاهش مي‌يابد تا با دماي محيط اطرافش يكسان شود. اين عمل بر روي سطح پوست بين 8 تا 12 ساعت زمان مي‌گيرد، اما قسمت‌هاي مياني بدن زمان بيشتري براي سرد شدن نياز دارند. اما عوامل مختلفي بر روي سرعت از دست دادن دماي بدن تاثير گذار هستند و اين زمان‌ها تخميني مي‌باشند. بعد از شروع عمليات پوسیدن ( تقريبا دو روز بعد از مرگ) دماي بدن دوباره شروع به افزايش مي‌كند به اين خاطر كه در داخل بدن واكنش‌هاي متابوليكي و باكتريايي كه در امر تجزيه دخالت دارند، كار خود را شروع مي‌كنند.

 

 

ريگور مورتيس

Rigor Mortis

 

ريگور مورتيس يك پديده شناخته شده است و بر اثر يك سري واكنش هاي پيچيده در بدن به وجود مي‌آيد. سلول‌هاي ماهيچه‌اي بدن مي‌توانند هم به صورت هوازي هم بي هوازي به كار خود ادامه دهند. در هنگام مرگ ، برای سلول ها تنها تنفس بي‌هوازي امکان پذیر است. وقتي كه ماهيچه‌ها به صورت بي‌هوازي كار مي‌كنند، حاصل كارشان توليد اسيد لاكتيك است. اسيد لاكتيك دوباره مي‌تواند از بين برود، اما در اين حالت بايد با اكسيژن بيشتري كه صرف مي‌شود آن را خنثي كرد. ولی در يك جسد چنين چيزي امكان پذیر نیست. شكسته شدن گليكوژن در ماهيچه‌ها مقدار برگشت ناپذيري از اسيد لاكتيك را در ماهيچه‌ها توليد مي‌كند. اين عمل واكنش پيچيده‌اي را به همراه دارد كه آكتين و ميوزين( پروتئين هايي كه در ماهيچه‌ها بر روي عمل انقباض و انبساط ماهيچه‌ها را كنترل مي‌كنند.) را به صورت ژل در مي‌آورد. اين ژل باعث سفتی بدن مي شود. اين سفتی تا زماني كه تجزيه بدن شروع نشود از بين نمي‌رود.

 

همين طور كه ريگور مورتيس به واكنش‌هاي شيميايي وابسته است، زمان واكنش نيز به دماي محيط وابسته است و همچنين مقدار اسيد لاكتيك موجود قبل از مرگ هم بي تاثير نيست. فعاليت متابوليكي شديد قبل از مرگ مثلاً دويدن، مقدار اسيد لاكتيك بيشتري را توليد مي‌كند، و زمان كمتري براي ريگور مورتيس لازم است تا خود را نشان بدهد. دماي محيطي بالا هم زمان واكنش را كمتر مي‌كند. براي تخمين زدن زمان مرگ بدون ابزار دقيق مي‌توان از اين دو عامل استفاده كرد، اما بايد كاملا هوشيار عمل كرد:

 

 

 

دماي بدن

ميزان خشكي

زمان مرگ

گرم

شل

كمتر از 3 ساعت از مرگ گذشته

گرم

سفت

3 تا 8 ساعت از مرگ مي‌گذرد

سرد

سفت

زمان مرگ بين 8 تا 36 ساعت تخمين زده مي‌شود

سرد

شل

بيش از 36 ساعت از مرگ گذشته

 

*براي تخمين زمان مرگ ريگور مورتيس نبايد به عنوان تنها عامل در نظر گرفته شود.

 

 

ليوور مورتيس (تغيير رنگ)

Livour Mortis

 

ليوور مورتيس همان لخته شدن خون است. به آن هيپوستازيس هم مي‌گويند. وقتي كه قلب از حركت بايستد، گردش خون متوقف مي‌شود و سنگيني خون باعث لخته شدن آن مي‌شود. بر اثر اين پديده، جاهايي كه خون لخته شده به رنگ آبي يا بنفش در مي‌آيد. در اين زمان پوست آبي رنگ و لكه لكه است. بعد از پنج يا شش ساعت لكه‌ها به هم مي‌پيوندند و اما هنوز بر اثر فشار پوست سفيد مي‌شود. بعد از ده الی دوازده ساعت حتي با فشار هم رنگ آبي ثابت مي‌ماند.

 

كبودي‌ها، مكان تماس بدن با اشياء را نشان نمي‌دهد. يك جسد كه به پشت بر روي زمين افتاده باشد، كبودي‌هايي جزئي در پشت و پشت گردن دارد اما نه در قسمتي كه با زمين مستقيماً در تماس است. اين پديده براي فهميدن اين نكته كه جسد جابجا شده مفيد است. تغيير رنگ بدن در بعضي سم‌ها كاملاً متفاوت است. براي مثال مونواكسيد كربن رنگ پوست را به صورتي آلیالویی در مي‌آورد.

 

 

تجزيه

 

 

اين پروسه هنگامي كه جسد در معرض رطوبت يا در هواي آزاد باشد زمان كمتري را به خود اختصاص مي‌دهد. بسته به طبيعت منطقه، لاشه خواراني مانند مگس‌ها و كركس ها به سراغ جسد مي‌آيند. پيشرفت عمل تجزيه هم توسط باكتري‌ها ادامه پيدا مي‌كند و مواد آلي و معدني، در اين بازيافت‌مواد به وجود مي‌آيند.

تجزیه بیشتر توسط باکتری ها، آنزیم ها و قارچ ها انجام می شود که برای بازیافت مواد امری الزامی است. باکتری هایی که در معده و اندام داخلی وجود دارند تکثیر می شوند.

اول از همه به خون و معده حمله می کنند، وقتی که گاز در معده تشکیل شد و معده متلاشی شد، حمله به دیگر اعضا هم شروع می شود. سرعت پوسیدن در هوای آزاد هشت برابر بیشتر از زیر زمین است. دما در هنگام پوسیدن افزایش می یابد، اما آب و هوای خشک می تواند موجب مومیایی شدن جسد شود. انسان هایی که چربی بیشتری دارند زودتر جسمشان می پوسد.  انسان هایی هم که بر اثر بیماری باکتریایی بمیرند سرعت متلاشی شدنشان بیشتر است. با این حال بعضی از سموم هستند که جسد را سالم نگه می دارند.

 

پوسیدن جسد دارای مراحل مختلفی است. هر چند که این مراحل از نظر زمانی متغییر هستند:

 

2تا 3 روز:  لکه ای سبز در سمت راست شکم شکل می گیرد. بدن باد می کند.

3تا 4 روز:  لکه افزایش پیدا می کند. رگ ها مشخص می شوند.- رنگشان به رنگ قهوه ای سوخته در می آید.

5تا 6 روز:  شکم از گاز پر می شود. پوست تاول می زند.

2 هفته :   شکم کاملا ورم کرده و سفت می شود.

3 هفته :   پوست نرم می شود. حفره ها و اعضاء از هم می پاشد.  ناخن ها می افتند.

4 هفته :   پوست نرم حالتی آبکی پیدا می کند. صورت غیر قابل تشخیص می شود.

4تا 6 ماه :  تشکیل دیواره چربی، در مناطق مرطوب. در این حالت چربی سفت و حالت مومی پیدا می کند.

یک جسد بدون تابوت و یا پوشش در مدت دوازده سال کاملاً می پوسد.

 

توصیف مراحل

 

پوسیدگی داخلی:

نمای بیرونی جسد کاملاً تازه بنظر می آید ولی در داخل پوسیدگی بر اثر فعالیت باکتری ها و تک یاخته هایی که قبل از مرگ هم در بدن وجود دارند شروع می شود.

 

گندیدن:

جسد از گازی که در درون آن تولید می شود، باد می کندريا، در این هنگام بوی گوشت گندیده به مشام می رسد.

 

گندیدن سیاه:

گوشت حالت شل و وارفته دارد و رنگ سیاه را در معرض دید قرار می دهد. وقتی که گاز راهی برای خروج پیدا می کند، بدن متلاشی می شود. بوی تعفن بسیار زیاد می شود.

 

تخمیر بوتریک

جسد شروع به خشک شدن می کند.  کمی از گوشت ها باقی مانده اند. بوی پنیر در فضا پخش می شود. سطح شکم از کپک پوشیده می شود.

 

پوسیدگی خشک:

جسد کاملا خشک از است؛ پوسیدگی با سرعت کم ادامه دارد

 

کولوکیلا 

+ Written in  19 Jul 2006 Time  12 AM  By  kolokila | 
بازگشت
سلام

من مدتی خل  شده بودم زده بودم به دشت و بیابون. فقط اومدم که حضور خودم رو اعلام کنم هر چند توی این مدت قرار بود که سیامک لطفی بکنه و به نظرا جواب بده که دستش درد نکنه.

امروز بغل دستم توی ماشین یه مرد و زن جوون نشسته بودن که توی دست مرد یه دونه عکس سیتی اسکن بود. درد رو می تونستم توی چشماشون ببینم. زن توی ماشین به مرد تکیه داده بود و روی شونه اش خوابش برده بود. درست مثه یه بچه... مرد هم خوابش میومد اما مشخص بود که داره فکر می کنه... میخواستم مثه همیشه داستانش رو بنویسم اما اینبار واقعیتی که دیدم از هزارتا داستان دردناک تر بود...

---

هیچ می دونین که بعد از مرگ چه بلایی به سر بدنمون میاد. میدونین چطوری بدنمون متلاشی می شه. یه مطلب راجع به این موضوع دارم اما یه جورایی حس می کنم که ممکنه بعضی ها خوششون نیاد پس تا دو روز دیگه که می خوام پست جدید رو بزنم صبر می کنم اگه هفت نفر موافق بودن میزنمش اگه نه به کل بیخیالش میشم. شب خوش.

کولوکیلا

+ Written in  17 Jul 2006 Time  1 AM  By  kolokila | 
20 سالگی ... !
۵۵ سال پیش بود که صادق هدایت رفت ... واسه همیشه ... و ۵۷  سال پیش بود که گفت :

" در این زمونه بعضی ها از ۲۰ سالگی شروع به جان کندن می کنند "

آقای هدایت عزیز : حالا چی بعد از ۵۷  سال حالا از کی باید شروع کنیم به جون کندن ... از کی ...؟

+ Written in  6 Jul 2006 Time  2 PM  By  kolokila | 
صادق هدایت...!
صادق هدایت می گه :

اگر مرگ نبود همه آرزویش را می کردند...!

+ Written in  3 Jul 2006 Time  4 PM  By  kolokila | 
تجربه‌هاي قبل از مرگ NDE

Near Death Experiences

يكي از متخصصان برجسته امريكا در زمينه تجربه‌هاي قبل از مرگ دكتر ريموند مودي مي‌باشد، پزشكي كه تعداد بيشماري از اين تجربه‌ها را مطالعه كرده و آنها را تحت عنوان كتابي با نام زندگي پس از زندگي (Life After Life) انتشار داده است.

بنا بر تحقيقات دكتر مودي چندين ويژگي بارز در اين تجارب قبل از مرگ وجود دارد. براي مثال، فرد مرده كارهاي زير را تجربه مي‌كند:
مي‌فهمد كه مرده است
در آرامش است و دردي را حس نمي‌كند
بر بالاي جسد خودش شناور است و از رفت و آمد‌هايي كه در اتاق مي‌شود مطلع است
از ميان يك تونل عبور مي‌كند
چيزي را مي‌بيند كه از آن نور و گرما به پخش مي‌شود و به نظر مي‌آيد كه از نور ساخته شده است
حسي مي‌كند كه روشنايي او را به سوي خودش مي‌خواند
گذري در زندگي گذشته‌اش دارد
ديگر نمي خواهد به زمين برگردد
كسي كه اين كار را تجربه مي‌كند، هنگام بازگشت به كالبد خودش، رفتارش كاملاً تغيير مي‌كند.


منبع: مجله داستان‌هاي دنياي زيرين
مترجم: كولوكيلا

+ Written in  28 Jun 2006 Time  1 AM  By  kolokila | 
رنگ مرگ!!!

وقتي كه به مرگ فكر مي‌كنيد چه رنگي به ذهنتات خطور مي‌كند؟ چه رنگي را بايد براي مراسم تدفين بپوشيد؟ خب، اين بستگي به مكاني دارد كه شما زندگي مي‌كنيد. امريكايي به صورت سنتي رنگ سياه را سمبل مرگ مي‌دانند، سنتي كه از اروپا به اين سواحل آورده شده است. در دورة ويكتوريا، وقتي انسان يكي از كساني را كه خيلي دوست مي‌داشت از دست مي‌داد، به نشانه كمبود او حلقه گلي سياه را بر روي درب منزل مي‌گذاشت. بيوه‌ها براي سوگواري بايد براي ماه‌ها يا اينكه تا آخر عمر لباس سياه مي‌پوشيدند. اگر بيوه‌اي از اين كار سر باز مي‌زد، اعتبارش در ميان مردمم از بين مي‌رفت. هر چند كه امروزه امريكايي ها آن رسم‌ها را به كلي كنار زده‌اند و امروزه پوشيدن هر لباسي براي مراسم تدفين قابل قبول است. تنها چيزي كه در روز تدفين مهم است مرتب بودن و با سليقه بودن در انتخاب لباس است. بعلاوه اين روزها، ماشين‌هاي نعش كش هم با رنگ‌هاي مختلف وظيفه شان را انجام مي‌دهند. ديگر از آن همه وقار و سياهي خبري نيست، بيشتر شركت‌هاي تدفين از رنگ سفيد براي ماشين‌هايشان استفاده مي‌كنند.
نكته جالب اينجاست كه رنگ سياه در چين نشانه مرگ نيست. چيني‌ها و ديگر كشور‌هاي آسيايي به صورت سنتي رنگ سفيد را نشانه مرگ مي‌دانند و در روز تدفين هم لباس سفيد مي‌پوشند. حالا چرا سفيد؟ براي اينكه رنگ سفيد بيشتر شبيه رنگ پوست يك انسان مريض و همچنين جسد مي‌باشد. همچنين مي‌تواند نشانه استخوان‌هاي سفيد هم باشد، يك عامل اساسي چون چيني‌ها معمولاً مرده ها را مي‌سوزانند. در مقابل سياه، در اروپا نشان نبود روشنايي، حتي نمايانگر شبي تاريك در ميان ناشناخته هاست.
به هر حال امريكايي‌ها و اروپائي‌ها از سنگ قبر سفيد هم استفاده مي‌كنند كه بر روي آن فاخته‌اي را نقش كرده‌اند كه نمايانگر آرامش ابدي است.

حالا چند تا سوال كوچولو
-رنگ مرگ شما چه رنگيه؟
-از رنگش خوشتون مياد؟
-دلتون مي‌خواست چه رنگي باشه؟
جواب من:
واسه من يكي كه رنگي نداره، اما اگه رنگي بود دلم ميخواست اين رنگي         باشه.

 

+ Written in  25 Jun 2006 Time  3 AM  By  kolokila |