خيلی وقتا يه نقص فنّی کوچيک يا يه تصادف،کلّی ترافيک ایجاد میکنه.
اون وقت باید سه ساعت معطل شيم که چی؟دو نفر زدن به هم،بعدش شروع کردن دعوا کردن و بد و بی راه گفتن. چرا این همه آدم سر يه تصادف کوچيک بايد کلی معتل شن؟
حالا اون که خوبه،تازگیا ديگه ترافيکم سر به سر ما میذاره.نميدونم ترافيک کاذب دیگه چه صيغه ای که در اومده.واقعا خیلی عجیبه،
میری تو اتوبان میبينی کلّی ماشين وايسادن،همه ی ماشينام دارن مورچه اي حرکت میکنن بعدش چند متر جلوتر به همون مسخرگی که ترافيک به وجود اومده بود،يهو از بين میره!
اون دفعه ای که راننده ی ماشين کناری ما از فرط تعجب يه ده دقيقه يک ربعي
انگشت به دماغ مونده بود!!!
د.ح.
يه مدّتی بود که بلاگفا قات زده بود و پست جديدمونو میذاشت پایین پست قبلي.مام منتظر شديم تا يکی از مأمورين اعدام يه پستی چیزی بده بلکه فرجی شه و بلاگفا کوتاه بياد و پست مارو سرجاش بذاره،که هرچی منتظر مونديم خبری از پست جديد نشد که نشد،تا اینکه چند روز پيش خود بلاگفا دلش سوخت و بالاخره کوتاه اومد...
خلاصه این داروگر نزدیک بود کار دستمون بده!