Hangman, is the only one who has the slightest emotion for those who are dead
سناریو خوب...!
    بامزه ترین و احمقانه ترین اتفاقی که ممکن بود برام بیفته و افتاد آشنایی با کولوکیلا بود . هنوز هم  وقتی می شینم تا کمی به این موضوع فکر کنم یادم نمی یاد چه طور  باهاش آشنا شدم درست مثل این بود که ۱ شهاب سنگ (!) صاف بیفته  جلوت .( این یک شهاب سنگ است!!) همونقدر غیر طبیعی احمقانه اما واقعی...!

   کولوکیلا با بقیه فرق داشت حد اقل با کسانی که من می شناختم فرق داشت...! اما مشکل من دقیقا همینه.... می دونم اگه با کولوکیلا آشنا نمی شدم یا می شدم ...  هیچ فرقی توی زندگیم نداشت ...آره شاید تو این وبلاگ نمی نوشتم  و شاید دیگه از روتن امید نمی خواستم...! این عذاب آوره اما همون قدر هم احمقانست...!؟

شاید باید دنبال ۱ تغییر اساسی تو زندگی خودم باشم....! اما ۱ مشکل وجود داره ...: آیا من زندگی ای هم دارم؟؟؟!!!

+ Written in  7 Apr 2006 Time  10 AM  By  kolokila |