فرشته
قاضي پرسيد، كيستي؟
گفت، فرشتهام!
پرسيد، بالهايت كو؟
گفت، آنها را بريدهاند!
قاضي حرفش را باور نكرد و او را به جرم نداشتن كارت شناسائي به زندان محكوم كرد. وقتي ميخواستند او را بيرون ببرند، دو فرشته از پنجره آمدند و او را با خود بردند.
ساعتي بعد قاضي در كتاب هاي قانون به دنبال مادهاي ميگشت كه در مورد تعقيب مجرم در آسمانها باشد .
گفت، فرشتهام!
پرسيد، بالهايت كو؟
گفت، آنها را بريدهاند!
قاضي حرفش را باور نكرد و او را به جرم نداشتن كارت شناسائي به زندان محكوم كرد. وقتي ميخواستند او را بيرون ببرند، دو فرشته از پنجره آمدند و او را با خود بردند.
ساعتي بعد قاضي در كتاب هاي قانون به دنبال مادهاي ميگشت كه در مورد تعقيب مجرم در آسمانها باشد .