Hangman, is the only one who has the slightest emotion for those who are dead
جریان
اگه همه با جریان جلو رفته باشن الان باید یه کانالی چیزی داشته باشن! خیلی مسخره اس که اینجا برگشتم، انگار برگشتم به جزیزه‌ام، جزیره‌ای که همه ترکش کردن. آخرین قایق رو سوار شدن و رفتن. سالها از رفتن آخرین قایق میگذره، میدونی اینجا پر از تکه پاره‌ها و آشغال‌هاییه که به ساحل رسیدن با این تفاوت که این آشغال خورده‌ها خود منن که همینجا تل‌انبار شدن. کلی واژه کلی حرف، کلی گذشته.هععععیییی

ام میگه بیا از حال بنویس، داشتم تخمه میخوردم نوشتم تخمه شوره و دندونم درد میگیره وقتی که می‌شکونم. الانم می‌نویسم که هر چی میگذره کمتر و کمتر علاقه دارم که بنویسم. 

پ.ن: امروز ترجمه دارم باید تا آخر هفته تموم شه، توی تقویم واردش کردم. 

پ.ن: با Twisted brush واسه خودم ماندالا کشیدم. هنوز نمیتونم قلم رو اونطوری که میخوام ریجید بگیرم.

درصد پیشرفت کتاب:

[||||||||||||||||31%|||||||||||||||]

+ Written in  14 Apr 2017 Time  1 PM  By  kolokila |