Hangman, is the only one who has the slightest emotion for those who are dead
V

خیلی داره بهش فشار میاد....

+ Written in  13 Apr 2012 Time  8 PM  By  kolokila | 
IV


آدمک آخر دنیاست ،بخند
آدمک مرگ همین جاست،بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ، بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست،بخند

صبح فردا به شبت نیست ، که نیست
تازه انگار که فرداست،بخند

راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست،که درجاست ،بخند

آدمک نغمه ی آغاز بخوان
به خدا آخر دنیاست، بخند  
 
«نغمه رضایی
+ Written in  8 Apr 2012 Time  9 PM  By  kolokila | 
خدایی که در کوچه پا گذاشت


یکی بود یکی نبود


غیر از خدای قصه ی ما کلی آدم بودن که توی هم می لولیدند!! خدا هیچوقت پاش رو به کوچه نمیذاشت چون وقتی بچه بود مامانش واسش شعر می خوند و از دنیایی حرف می زد

که هر وقت خداش تو کوچه هاش پا میذاشت
یه دست خاله خان باجی از عقب سرش
یه دست قداره کش از جلوش میاد....

خدا میترسید ولی عاقبت قیل و قال بیرون اونو از تخت نرمش بیرون کشید. اول یواشکی لای در دولنگه رو باز کرد. هیشکی توی کوچه نبود. خونه ی اونا ته کوچه ای بود که دیواراش کاهگلی بود. درست مثل تابلوی نقاشی، در خونه هم چوبی بود.  وقتی که در پشت سرش با صدای خفه ای بسته شد

ادامه دارد...

+ Written in  6 Apr 2012 Time  5 PM  By  kolokila | 
III

I can't feel my left arms...

+ Written in  6 Apr 2012 Time  5 PM  By  kolokila | 
II
آرزو کن... همین حالا

پووووووووووووووووووووفففففففففففففف!!!

+ Written in  3 Apr 2012 Time  3 AM  By  kolokila | 
I
+ Written in  3 Apr 2012 Time  3 AM  By  kolokila | 
خفگی
دوس دارم تو این لحظه ها بنویسم که کسی نمی خونه! از نسلی بگم که اینقدر مخش خراب شده که بزرگ ترین هدیه بهش ک ا ن د و م تاخیریه!!!! وقتی اشکام میاد پائین جلوشون رو می گیرم. مرد که گریه نمی کنه. چقدم من که بچه بودم گوش می دادم !!!! به خودم دقت کردم و دیدم بیشتر از اونی که جمله منظورم باشه همیشه انتهای جمله منظور بوده!؟!؟! منظورم همین علامت های بیخودیه که ته هر جمله میچسبونم!!!!میدونم پراکنده گوئیم کار دستم میده ولی چکار کنم یا همه چی رو بگم با هم یا هیچی رو نگم...

میدونی تحمل حرف راست رو نداریم خیلیا حتی خود من! با اینکه تکرارش می کنم که عادت کنم اما باز هم طاقتش رو ندارم. گاهی نمی خوام بشنوم! گاهی نمی خوام ببینم! گاهی رودربایسی می کنیم!

+ Written in  1 Apr 2012 Time  12 PM  By  kolokila | 
والس مرگ قطعه ی موسیقی امکان پذیر یا یک شوخی

اگر واژه death waltz رو در گوگل سرچ کنید مطمئنا نتیجه سرچ شما به به این دو صفحه نت ختم میشه:

اولین چیزی که ممکنه به ذهن آدم برسه اینه که اصلا امکان داره که این نت ها را اجرا کرد یا نه! باید گفت که بله امکانش هست. این لینک خود موسیقیه که می تونید داونلود کنید!

در باره خالق این دو صفحه اطلاع چندانی در دست نیست و هر چه که یافته شده از طریق اطلاعاتیه که روی خود نوت ها نوشته شده و خالق این اثر رو جان استامپ معرفی میکنه که اثر رو به Zdenko G.fibich تقدیم کرده و جالبی کار اینجاست که این پارتیتور، لیریک رو هم به همراه داره! توی یکی از مطالب خوندم که انگار کسی این پارتیتور رو روی دیوار یکی از مدارس موسیقی آمریکا دیده ولی کسی بهش اهمیت نمیداده! برای تکمیل شدن بحث هم دو تا لینک اجرای ویدئویی میذارم!

لینک ویدئوی اجرای کامپیوتری همراه نشان دادن کلیدها
لینک اجرای زنده والس مرگ


+ Written in  30 Mar 2012 Time  1 PM  By  kolokila | 
امسال

سلام به همگی هرچند که این همگی اونقدرا هم جمع کثیری نیست ولی سلام به همه ی اونایی که میخونن!!!

عیدتون مبارک
امسال رو با دعوتنامه موژان شروع می کنم! که بهترین هاش رو نوشته و منم دوس دارم که بهترین هام رو بنویسم با کلی تقلبی البته!
بهترین های من:
۱. بهترین آهنگ: Alanis Morissette - Citizen Of The Planet

۲. بهترین اتفاق امسال واسه من دیدن یکی از دوستانی بود که خیلی دلم میخواست ببینم و خدا رو شکر تونستم ببینمش

۳. بهترین کتاب: سریوژا( با تشکر فراوان از موژان چون خیلی وقت بود که میخواستم بخونمش ولی کتاب رو نداشتم

۴. بهترین فیلم: Love and other drug

۵. بهترین روز رو گفتن واقعا سخته گفتنش. بهتری روزم یک پیاده روی توی کوچه های پیچ در پیچ بوده که هر آن ترس دیدن آشنا توی اونا موج میزنه. اسمش رو میزارم روز بابایی!!!

۶. بهترین آلبوم: انتخاب بهترین آلبوم واسه من واقعا مشکله چون معمولا آلبومی گوش نمیدم تک تراک فقط. تنها البومی رو که یادمه زیاد روی گوشی مخصوصا گوش دادم آلبوم No angel - Dido بوده

۷. بهترین انیمیشنی که امسال دیدم  مری و مکس بود که تقریبا اشکمو در آورد

۸. بهترین دوست: دوستایی که پیدا کردم نمی تونن مختص به امسال باشن دوستای قدیمی همیشه جای خودشون رو دارن و البته دوستای جدید

۹. بهترین سفر: سفر به قزوین

۱۰. بهترین سایت: بهترین سایتی که باهاش برخورد کردم توی سالی که گذشت http://www.kongregate.com بود که یه سایت بازی فلشه که هنوز هستش

۱۱. بهترین هدیه: بهترین هدیه امسال یه ام پی تری پلیر بود که خیلی بهش احتیاج داشتم و مهتر از اون آهنگای توشه که همه دستچین شده ان و دیگه یه جلد کتاب گتسبی بزرگ!

برای سال جدید هیج تصمیمی نگرفتم موندم ببینم چیا پیش میاد! ممنون از همه! هر کسی میخونه دعوته!


پی نوشت... تغییر کردم خیلی

+ Written in  27 Mar 2012 Time  1 AM  By  kolokila |