
طراحی پوسترای کار شریف تموم شد خیلی جالب شدن توی دو رنگ واسش آماده اشون کردم یه دونه بروشور هم آماده کردم. وقتی داشتم چاپشون میکردم یه پیشنهاد طراحی لوگو هم بهم شد که سر فرصت روش کار می کنم.

طرح دومی که درست کردم تکمیل تر از این در اومد الان گذاشتمش تو دستم وقت نشد که عکس بگیرم. روی طرح یه رینگ دارم کار می کنم. بازم شیوه پیچوندنش ابتکاریه. الان دارم روش کار می کنم.

همونظور که می بینین جز مداد سیاه چیز دیگه ای به کار نمی اومد. مداد رنگی خاکی رنگ هم که نداشتیم تازه من همیشه دفتر نقاشیم از اون دفتر کاهیا بود که رنگ خودشون به زرد میزنه. برای انفجارم که فقط نارنجی و قرمز به کار می اومد. این شد که الان من هوس کردم که نقاشی بکشم میبینم اصلا مداد رنگی ندارم. الان که دقت می کنم هر چی هم مداد رنگی ۲۴ رنگ واسم خریدن توی سطل اسباب بازی هام گم و گور شدن بیچاره مدادا!
حالا دوباره هوس کشیدن به سرم زده و منم و یه قلم نوری و پینت ویندوز....


امروز روز ساکنی بود و ساکن بهترین تعریفیه که میشه ازش داشت. از آ خبری نیست. دیشب حالش خوب نبود...
دلم کسی رو میخواد که باهاش بفکرم پر از حرف بودم تا به الان ولی یهو انگاری خالی شد.