واگویه
این روزا خون می بینم. تو خواب تو بیداری. همیشه جلومه...
دیشب تا صبح بیدار بودم آقام می اومد سر میزد.
Continue
دیشب تا صبح بیدار بودم آقام می اومد سر میزد.
Continue
اعتراض

برای چندمین بار دارم اعتراض رو گوش میدم بدجوری دلم هواشو کرده بود:
صلوات برای سلامتی امیر علی...
ما کاری به حکم نداریم...
حکم رو کاغذ مال محکمه است...
اصلیت حکم مال خداست که ما و منش ریخته و گلریزون می کنیم واسه کسی که آزاد می شه از این چاردیواری ..
که همه دنیا چاردیواریه...
کرم مرتضی علی...
یه مرد که واسه شرف و ناموسش دوازده سال رو کشیده...
وجدانش بالاتر از این پول هاست که کاغذه...
سلامتیه سه تن...
ناموس و رفیق و وطن...
سلامتیه سه کس...
زندونی و سرباز وبی کس...
سلامتیه باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره...
سلامتیه آزادی..
سلامتیه زندونی های بی ملاقاتی...
فقط مادره که وقتی دست به موهای پسرش میکشه میفهمه که سفید شده
دستام درد گرفت
خیلی درد کشیدی...
هیچ دردی مشترک نیست، هر دردی مال هر آدمی تا نداره...